#عشق_‌کیلویی‌_چند_پارت_232


رادوین با لحن کلافه ای: مثلا چه جوری

فرسام: مطمئنن یه راهی داره

هیلا یه لبخند مرموز زد گفت :

شنیدین میگن مستیو راستی

شهریار : الان منظورت اینه تو مستی از زیر زبونش بکشیم

هیلا : چرا که نه

رادوین با لحن عصبی: اونوقت کی باید مستش کنه ؟

همه نگاها خیره شد به پالیز

پالیز: ها؟؟ چتونه ؟؟حتما میخواید من برم

تیسا : تو راه دیگه ای سراغ داری ؟

پالیز با کمی مکث گفت : نه

جمعا با هم: پس خفه

رادوین : آخه چه جوری

من : اونش دیگهبا سرمس

پالیز : اوفففففففف

شروین : خوب بریم بهتره وگرنه ممکنه باز بیان


romangram.com | @romangram_com