#عشق_‌کیلویی‌_چند_پارت_221

اونم دستشو کشید رو کاپوت

بعد دستشو برد جلوی بینیش بو کشید

رو به ما گفت :

بوی خون میده

شهریار با لحن نگران عصبانی گفت : دخترا این خون کیه ؟

آپاما با لحن عادی گفت :خون سگ

فرسام : خون سگ رو کاپوت ماشین سرمه چیکار می کنه ؟

شروین با لحن شوخی گفت : حتما سگه رو کاپوت ماشین پی پی قرمز کرد?😆😂

خخخخ اروم ل*ب*مو گاز گرفتم که بلند نخندم

سامیار با حالت بدی شروینو نگاه کرد

دوباره پرسید :

خون سگ روی کاپوت ماشین شما چیکار میکنه ؟

من : خوب ....خوب ما بیرون بودیم بعد فرعی زدیم اونجا پر سگ بود

یکی از اونا محکم پرتاپ شد روی کاپوت این وضع پیش اومد

رادوین : مگه شما اینجا رو بلدید که فرعی میزنید

من : با مسیر یاب ماشین

رادوین اخماشو کرد توهم با ای نسبتا بلندی گفت :

romangram.com | @romangram_com