#عشق_‌کیلویی‌_چند_پارت_217

تیسا شهریار جلوتر حرکت کردن

اولین قدمو که برداشتم ....

سه

چهار

پالیز ( سرمه )

اولین قدمو که برداشتم رادوین دستامو گرفت چرخوندم

چسبوندم به دیوار سریع ل*ب*ا*مو ب*و*سید

دستمو کشید اومدیم تو راهرو ل*ب*شم پاک کرد که آبرو ریزی نشه آروم تو گوشم زمزمه کرد : خیلی دلم برات تنگ شده بود ❤️

حالا من شدم این?😳🙄😶👉

همین که از راهرو خارج شدیم

دستمو ول کرد اشاره کرد برم بالا

منم آروم آروم از پله ها بالا رفتم?........

هنوز تو شک کارای رادوین بودم والا جلل جالب عجیب بود

اصلا حواسم نبود

از میز رد شدم خوردم به دیوار افتادم زمین

همه زدن زیر خنده

بچه ها با نگرانی اومدن بلندم کردن

romangram.com | @romangram_com