#عشق_کیلویی_چند_پارت_180
چشم از دیوار برداشتم خیره شدم بهش
شروین با دیدن چشمای خیسم بغض کرد شروین :شروین قربون چشای سبزت بشه چرا جنگل چشات زیر دریای بی کران غرق شد
( جااااان ؟؟؟ چه شاعرانه رمانتیک )
....
پنج
رها ( یاس )
خندم گرفته بود اما خوب دیگه فعلا موقع خنده نیس
من : خیلی بدی ( شبیه بچه ها لوس?😁)
شروین : باشه من بدم خوبه ؟ حالا اشتی
من : اوهوم
شروین : شروین قربون اون اوهوم گفتنت بشه
قرمز شدم این پسره چه بی حیاست
نویسنده
دکتر بعد سه دقیقه اومد
دکتر : می تونید مریضتونو ملاقات کنین
بچه ها شبیه قوم مقول حمله کردن سمت اتاق
romangram.com | @romangram_com