#عشق_‌کیلویی‌_چند_پارت_171

همه برگشتیم سمت در?😨

رنگ تو صورتمون نموند از ترس

هیلا : اینجا که در خروجی نیس

من : بچه ها همه هستید

بچه ها : اره

من : خوب بهتره برگردیم این راه خروجی نیس

درو کشیدم باز نشد عقب جلو کردیم باز نشد لز ب*غ*ل کشیدم لعنتی ?

اعصابم داغون شد

تیسا : وای داریم میمیریم داریم میمیریم بد بخت شدیم

اومد ادامه بده که

من :خفه شو تیسا فقط خفه شو اه میبینی اعصابم خورده چته باز یورتمه میری

رها : بس کن آپاما چرا پاچه می گیری

آپاما : باشه راست میگی رفتارم تند بود معذرت

پالیز : حالا بیاید مسیرو ادامه بدیم حالا هم حرکت کنید لطفا

حرکت کردیم رفتیم هر چی بیشتر پیش میرفتیم راه تاریک تر وحشتناک تر می شد درسته چراغ قوع داشتیم اما خوب باز می ترسیدیم

ای پا شنیدم

هیلا : ای پا میاد شاید پسران

romangram.com | @romangram_com