#عشق_‌کیلویی‌_چند_پارت_166


رها ( یاس )

من : پالیز تو اینجا رو از کجا بلدی ؟

پالیز: اون روزی که با پسرا دعوا افتادیم هتلمونو عوض کردیم

یه تابلو این کنار بود لابه لای درختا چشم خورد بهش نوشته بود قبرستون

البته به نظر میاد قبرستونی متروکه قدیمیه

من : تو دیوانه ای نمیرین یه موقع

پالیز : نه بابا ولی فکرشو کن وسط جنگلمتروکهروح ارواح

یکدفعه ....



رها (یاس )

پالیز : اون روزی که با پسرا دعوا افتادیم هتلمونو عوض کردیم یه تابلو این کنار لابه لای درختا بود نوشته بود ارامگاه ( قبرستون )

البته به نظر میاد قبرستون متروکه قدیمیه

من : تو دیوونه ای نمیرن یه وقت

پالیز : نه بابا ولی فکرشو کن وسط جنگلمتروکه روح ارواح

یکدفعه تیسا جیغ کشید

من : چته پرده گوشم پاره شد


romangram.com | @romangram_com