#عشق_کیلویی_چند_پارت_145
😊
😊
میریم بترکونیم
یوووووهوووو
حالا ملکه ها وارد می شوند اوهو یعنی اعتماد به نفس ما رو خر داش الان سلطان جنگل بود وووووو قشنگ کل سالن رو ما زوم بودن دلم می خواست زبونموتا اخر در بیارمو بگم بسوووووزییییین
روانیم دیگه چه میشه کرد ؟
اول از همه بانوی زیبایی ها وارد میشود منظورم خودمه خخخ بعله یه همچین ادم پرفکتی?🏻 هستم من
اول من بعدم پالیز و تیسا و رها در اخر هم هیلا مثل همیشه عالی بودیم هیج کس نمی تونست روی دستمون بلند شه و این برای ما یه برگ برنده بود
همه ی کسایی که تو سالن بودن محو ما شدن از جمله شریف چشم چرون عوضی یکسره به هیلا زل زده بود
فرسام یه لحظه سرشو چرخوند که با چشای هیزه شریف متوجه شد .....و?😁😁
دو
فرسام ( سورین )
دیدم این شریف هیز یکسره زل زده به هیلای من
اوهو هیلای من
پس چی هیلای منه دیگه بهتره خفه شی وجدان جان
اخمامو کردم تو هم زل زدم به شریف دیدم نه از رو نمی ره
یه فکری تو ذهنم جرقه زد ⚡️ هه هه شبیه مادر ناتنی سیندرلا شدم نه ببخشید پدر ناتنیش
romangram.com | @romangram_com