#عشق_‌کیلویی‌_چند_پارت_134


من : اخه کدوم خری با تیپ اسپرت ارایش خلیجی می کنه

ارایشگر: من یه ارایش دخترونه خوشگل روتون پیاده می کنم ( من فکر کردم می خواد سوار کنه خخخ?😜)

بعدم سریع چهارتا دستیارشو ا کرد گفت : آرایش و روشون پیاده کنید

رژ ،رژگونه، اجری باشه دست به کار شید

شروع کرد یعنی اجازه نفس کشیدن نمی دادن بالاخره بعد یک ساعت نیم طاقت فرسا دست از سر کچل ما برداشتن

در یک ثانیه همه برگشتیم همو نگاه کردبم یعنی باهم مو نمی زدیم

من : پرفکت عالی شد

ارایشگر :ما یه ارایش ساده روتون پیاده کردیم وگرنه شما خودتونو یه پارچه ماهید

خخخ من فکر کردم یه لیوان ماهیم?😜

همه : نظر لطفتونه

خیاط : خوب بیاید لباسارو بپوشید

تا ما اماده شیم ساعت شد 7 خوب دیگه باید راه میوفتادیم .منشی با لباس فوق العاده مسخره خنده دار که شامل پیراهن چسبیده به دامن پر مانند که به رنگ صورتی قرمز بود وااای من که داشتم میترکیدم شبیه توت فرنگی پلاسیده شده بود

اومد گفت : اقا گفتن زودتر بیاید

ماهم تشکر کردیم راه افتادیم سمت سالن وقتی درو باز کردیم سیل جمعیت به سمت ما روونه شد همه شبیه دیوونه ها بودن به هم طعنه می زدن اصلا یه وضعی بود

هیلا ( نهال )

چشمم به فرسام افتاد که دستش دور کمر یه دختر حلقه بود فرسام دقیقا روبه من دختره پشت به من بود


romangram.com | @romangram_com