#عشق_کیلویی_چند_پارت_129
من : ولم کن
شروین : جوابمو بده وگرنه ولت نمی کنم
من : گفتم ولم کن
شروین : چرا انقدر لجبازی اخه من با تو چیکار کردم که انقدر باهام بدی
من : آخی ببخشید اصلا همه چیز تقصیر منه خوب که چی ؟؟؟
شروین : ببین من عصبانی شدم ..
من : اااا پس اینطوریاس منتظر باش تا من تو رو ببخشم هه برو سر جدت حرف رایگان نزن ( خخخ حرف رایگان همون حرف مفت خودمونه با کلاسن دیگه?😉) اصلا اون مسئله به تو چه ربطی داش هاااان ؟؟
دیدم سرش پایینه کمرمو از حصار دستاش خارج کردم رفتم سوار ماشین شدم حرکت کردم
لحظه اخر از ایینه نگاش کردم کلافه دستش توی موهاش فرو کرده بود به ته دره نگاه می کرد
هه اقا شروین حالا حالاها باید بدویی
پامو رو گاز فشار دادم بعد 10 دقیقه رسیدم هتل رفتم بالا همین که در اتاقو باز کردم آپاما شروع کرد به هوار کشیدن
آپاما : تا الان کجا بودی می دونی ساعت چنده 3 شببببب
وااای اصلا حواسم به ساعت نبود
آپاما : چرا هر چی زنگ می زنم اون بی صاحابو جواب نمی دی هاااان ؟ نمی گی از نگرانی دق می کنم
سرمو انداختم پایین
من : ببخشید
آپاما : آخه ببخشید دردی از من دوا می کنه
romangram.com | @romangram_com