#عشق_کیلویی_چند_پارت_119
بفررررما دپرس شده تقصیر ما بفررررماااا ....
خیلی باحال بود
بالاخره رسیدیم
به به عجب مرکز خرید آسی بود
پیاده شدیم
من: سرمه چون تو خیابون خالیداشتی از کی سبقت می گرفتی
پالیز : خوب جوگیر شدم خخخ
من : اها از اون لحاظ
رفتیم توی مرکز تجاری طبقه اول که فقط دامن بلوز داشن که ما نیاز نداشتیم اما طبقه فقط کفش مردونه زنونه بچگونه اسپورت کتونی همه چی داشت
رفتیم تو یک مغازه که کفشای مجلسی داشت
هیلا از یک کفش خیلی خوشش اومد
به رنگ طوسی
پنج تا پسر هیکلی پشت به ما وایساده بودن یکشون داشت کفش امتحان می کرد
هیلا کفشو گرفت رفت جلوی یکی از ایینه ها پشت به اون پسرا داشت کفش می پوشید ما هم رفتیم جلو تا نظر بدیم
یهو یکی از پسرا برگشت بعله اونا کسی نبودن جز سامی رادی شری شهی فری ( حال کردین مخففارو خخخ)
البته فری هیلا پشت به هم بودم اصلا متوجه همدیگه نشدن
فرسام: بچه ها این چطوره ؟
romangram.com | @romangram_com