#عشق_‌کیلویی‌_چند_پارت_113

شریف :به خیاط مخصوص شرکت می گم بیاد

منم یه ممنون گفتم اومدم بیرون رفتم سمت اتاق..

من :خوب خیاطم داره میاد فعلا بیاید درباره لباسا بحرفیم

آپاما : بچه ها پسرام هستن پس باید یه چیزمون شبیه هم باشه

من : اره اها بیاید ارایش خلیجی کنیم

بچه ها : آآآآآآاره بهم دستامونو زدیم به هم

آپاما : نهال نهال

من : بله

آپاما : چیزه سورین زنگ زد منم جواب دادم گفت بهش زنگ بزنی

من : چی ؟ اخه واسه چی جواب دادی حالا ولش حوصلشو ندارم بعدا می زنگم

سامیار ( پاشا)

من : بچه ها یک دقیقه خفه شید این مرده داره می زنگه

من :بفرمایید

شریف :سلام عرض شد جناب

من : علیک سلام امرتون

شریف : شما دفعه قبل که باهم اشنا شدیم گفتین شرکت مد دارین درسته ؟

من : بله درسته

romangram.com | @romangram_com