#عشق_کیلویی_چند_پارت_109
شروین ( آبتین )
خداید عجب غلطی کردم یعنی خاک تو سرم کنن اگه یه چیزی می شد جواب سرهنگو چی میدادم من هیچ کاری نکردم بچه ها اینطوری کردم میکردم که هیچی
من : رادی بزن کنار
چون ما جلوتر از فری اینا بودیم راحت تر نزدیک تر به هتل بود می خواستم برم پارک نزدیک هتل قدم بزنم
رادوین : باشه
زد کنار منم سریع پیاده شدم حرکت کردم بعد یک ساعت قدم زدن چشمم به دو تا دختر جلف خورد که با شلوارک کوتاه که شورتک بود فکر کنم با تیم تنه?
یکشون اومد نزدیکم یه کارت گرفت جلوم
من : چیه ؟
دختره به اینگیلیسی : کارته دیگه
من : خب برا چی جلوی من گرفتی
دختره :خوب می خوام دوس شیم با هم دیگه
من : برو خدا روزیتو جای دیگه حواله کنه آخه به من میاد
دختره :به همه میاد حالا بگیر
واااای جلل کارت
راهمو کج کردم رفتم سمت هتل دیگه دنبالم نیومد رفتم بالا توی اتاق همه تو اتاق بودن اوففف عجب روزی بودا
آپاما( روشا )
تا رسیدم بچه ها اومدن پایین به تیسا رها کمک کردیم تا بیان تو شرکت چون رها هنوز هم خستگی اون چند روز تو تنش بود خیلیم ناراحت بود رفتیم داخل شرکت روبه منشی گفتم اومدیم
romangram.com | @romangram_com