#عشق_در_وقت_اضافه_پارت_253

شایان با عصبانیت گفت:

-می کشمش! تا پس فردا ایرانم.

و گوشی را قطع کرد.

نارسان غمگین تر از قبل، ماشین را روشن کرد.

دستگاه پخش، خود به خود روشن شد و آهنگی را خواند که نارسان را غمگین تر از قبل کرد.





نرو

خیال رفتن تو داره قلبمو آتیش میزنه

میزنه

آخ بمون

به خدا دیدن چشم تو آروم قلب منه

عشق تو را

به یه دنیا نمیدم آخه این عشقت مال منه

romangram.com | @romangram_com