#عشق_در_وقت_اضافه_پارت_226
نارسان با عجله، او را بلند کرد.
مانتو و شالی را به او پوشاند.
به طرف ماشینش به راه افتاد.
***
دکتر با تاسف سری تکان داد و گفت:
-بچه کجا سقط شده؟
نارسان با اخم هایی در هم گفت:
-واسه چی؟
دکتر در حالی که نفس عمیق می کشید، گفت:
-اصلا واسم مهم نیست که چرا بچه را سقط کردید.
نگاهی تیز به نارسان انداخت و گفت:
-ولی جایی که بچه را سقط کردید، جای بهداشتی نبوده. رحم خانمتون عفونت کرده و ما کاری جز درآوردن رحمش نداریم.
و بعد با تاسفی عمیق گفت:
romangram.com | @romangram_com