#عشق_چیز_دیگریست__پارت_168
- (در حالیکه دستش رو میندازه پشت شونه رها و با نگاهی عمیق به صورتش): واقعیت اینه که رهای من داره مامان میشه و تصمیم گرفتیم زحمت این نه ماه و کوچولومونم بندازیم گردنه شما.
- (با لبخندی عمیق): به هر دوتون تبریک میگم و واقعا خوشحالم. خوب پس اگه اجازه بدین یه ماینه کوچولو بکنم و ببینیم این کوچولومون چند وقتشه و یه سری آزمایشم بنویسم و ...
- فقط دکتر رها حدودا یه ساله پیش قلبش رو عمل کرده. البته مدارک و همه چیز رو هم آوردیم. من خودم پزشکش بودم و هنوز هم تحت کنترل هست و مشکلی هم نداشته تا حالا خوشبختانه. و یه چیزه دیگه مشکل کم خونی رو داره. حالا نمیدونم دیگه شما چه نظری دارین.
- (با لبخند): نظرم اینه که اول ببینیم چی شده این رها خانومه ما امروز انقدر ساکت و آرومه؟ بعیده از ش.
- نه دکتر . راستش سر دردا و سر گیجه های مداوم نایی برام نمیذاره.
- خوب بیا اول همه چی رو چک کنیم تا بعد ببینیم چه مشکلی هست و راه حلش چیه.
- رها جان بیرون منتظرم.
- باشه. میخوای اگه کار داری برو.
- نه فدات شم. کاری ندارم.
.
.
romangram.com | @romangram_com