#عشق_چیز_دیگریست__پارت_164
- (دستش رو روی شکمش میذاره و با خنده): رایای مامان به حرفای بابا اصلا گوش نده. بدو بدو بیا. باشه مامانی؟
- صبر کن... صبر کن بینم چی شد؟؟؟؟؟؟ رایا؟ رایا کیه دیگه؟
- (با خنده): خوب اسم دختر مامانیه منه دیگه.
- تنها تنها اسمم گذاشتی براش؟ ای بی معرفت پس من چی؟
- اینجوریه دیگه.ها.
- (با خنده):خوب حالا از کجا معلوم دختر کوچولو باشه و پسر کوچولوی بابا نباشه؟
- (رها ناگهان با عصبانیت و تغیر): نه.... دختر کوچولوی باباس. من پسر نمیخوام. از پسر بدم میاد. فقط دختر
- (یزدان با صبوری و لبخندی کمرنگ): رها این حرفا یعنی چی اصلا. کوتا بیا مهم اینکه سالم باشه. وگرنه چه فرقی میکنه.
- نه. فرق میکنه. فقط دختر. همین. میدونم دختره اصلا. می فهمم.
- ای بابا. حالا مثلا چرا فقط دختر اونم با این غلظت؟
- چونکه من دختر میخوام فقط.
romangram.com | @romangram_com