#عشق_مخفی_پارت_74


ماشين و دور زد و اومد نشست

صدا كردم:ستاررره بيا ديگه

ستاره:من با اقا پرهام ميرم شما بريد رسيدم زنگ ميزنم بهت

اي دختره گيج شايد هي بردت ...لا اله الا الله

-باش برو مواظب خودت باش

درو بستم و ساكت توي فكر رفتم الان كه فك ميكنم من روي شونش بودم بوي عطرش...

بهش نگاه كردم با اخم داشت رانندگي ميكرد

-هوووي پسره ايليا

ايليا:هووي تو كلات چته؟

با قيافه حق به جانبي


romangram.com | @romangram_com