#عشق_مخفی_پارت_71

پرهام:خانما معرفي نميكنيد خودتون ؟

ستاره:منو كه ميدونيد گفتم بهتون واما اينم دوستم ادرينا

ادرينا:خوشبختم و شما؟

پرهام:پرهام هستم دوست ايليا خوشبختم

ايليا با كلافگي:اگه مراسم معرفي كنونتون تموم شده بريم

ادرينا :من كه گفتم نميام باهات من و ستاره با تاكسي ميريم

ايليا :منم علاقه اي ندارم ببرتم اما ميدوني كه پدرت سپردت به من

ادرينا:پوووف از دست بابام اصن از حرص بابامم شده نميام

و با حرص رو صندلي نشستم

پرهام :خب چرا دعوا ميكنيد؟ستاره خانم با من مياد و ادرينا خانم با ايليا؟

ادرينا:خب اين الان چه فرقي كرد من نميخوام با اين خوش اخلاق برم اونوقت تكم بيفتم باهاش...

romangram.com | @romangram_com