#عشق_مخفی_پارت_69
اناهيتا:وااااي ادرينا ستاره چقد خوشحالم ميبينمتون
ستاره با قيافه اي مثلا خوشحال:اناهيتا جون تولدت مبارك و زوركي بغلش كرد
منم سمتش رفتم و خيلي عادي و بي حال بغلش كردم و تبريك گفتم
روي صندلي نشستيم منو ستاره
اناهيتا رو به پرهام و ايليا كرد
اناهيتا:واااي پرهاااامم چرا نيومدي پيشم عجقم قهل ميكنما ...
پرهام: خيلي وقت نيست اومدم
اناهيتا:بيا بغلت كنممم پرهاميييي
پرهام:نميخواد حالا اتوي كتم به هم ميخوره
منو ايليا داشتيم بهشون نگاه ميكرديم و ميخنديدم اما اوه اوه ستاره داشت با اخم به اناهيتا نگاه ميكرد خدا به خير بگذرونه
romangram.com | @romangram_com