#عشق_مخفی_پارت_68


ستاره:اي كوفت يه دونه يه دونه بپرس اه

نگاهي به ايليا كردم فك كنم اونم داشت سوالاي منو از پرهام ميپرسيد

ادرينا:خب بنال

ستاره :نگاش كن چه جيگره

ادرينا:نگاه كن انگار خريه بهش كلوچه دادن سوالامو جواب بده الاغ؟

ستاره:ولم كن حالا تو ام

سرمو به نشانه تاسف تكون دادم

اناهيتا رو از دور ديدم كه با يه ارايش فجيح و و با عشوه به طرفمون ميومد

صداي پرهام و شنيدم كه گفت:اه سيريش اومد

خندم گرفت


romangram.com | @romangram_com