#عشق_مخفی_پارت_607
گرفتم سمت رگم
_یک قدم به ولای علی یه قدم دیگه بیای به جون ایلیام قسم میزنم ،میزنم رگمو
با تته پته گفت:
بااا...شه ،باشه کاریت ندارم بزارش زمین ادرینا دیوونگی نکن
_داد زدم : دیوونم کردین ،بدبختم کردین،به خاک سیاه نشوندینم ،
حالا دخترانگیمم میخواین
بخدا سرمبره نمیزارم اینم بگیرین
بخدا نمیزارم ،
برو از اینجا برو برو نمیخوام جز ایلیا کسی رو ببینم برو تا خودمو خلاص نکردم
برو عوضی برو بزار راحت بمونم برو بزار ب درد خودم بمیرم
بروووووووووووو....
ادرينا:
بعد از رفتن سام بازم به بدبختیام فکر کردم
romangram.com | @romangram_com