#عشق_مخفی_پارت_598
-ببند دهن نجستو ،غریبه ی توی خیابون بهتره تا توی احمق
_هوووی هوی ببند دهنتو ادرینا .!
جیغی کشیدم سرمو مثل دیونه ها این طرف اونطرف میکردم که اومد نزدیک
سعی داشت دستامو بگیره اما نتونست
محکم چسبوندم به دیوارم و بغلم کردم
_اروم باش کاریت ندارم ،هیسسسسس باشه اروم باش !
هق هقم فضای خوفناک اونجا رو پر کرده بود
سرمو بلند کردم درصورتی که صدام میلرزید گفتم:
تورو خدا بگو ایلیا کجاست تورو ب اونی میپرستی بگو حالش چطوره خواهش میکنم
پوزخندی زد که توی سرم یورتمه رفت و با مشت های بیجونم محکم زدم به سینشو گفتم:
ایشالله ب زمین گرم بخورری متنفرررم ازتت از همتونننن
اومد نزدیکم دوباره سرشو اوردم جلو خواست گونم رو ببوسه چندشم شد
تقلا کردم که از دستش فرار کنم اما نشد
خواستم جیغ بکشم که سریع دستشو گذاشت جلوی دهنم ک سرشو برد زیر گوشمو گفت:
میدونی با این تقلا کردنات دیوونه ترم میکنی ،ولی حیف ک دیگه متعلق ب من نیسی متاسفانه مال سامی !
حیرت زده ب حرفاش گوش دادم
حین کالا داشتم دست ب دست میشدم
دلم واسه ایلیام تنگ شده بود
خواست ببوستم که با پاهام زدم جای حساسش
اخش دراومد و افتاد اونور دویدم سمت در
romangram.com | @romangram_com