#عشق_مخفی_پارت_589

جوراب شلواری مو تن کردم ،سمت ایینه رفتم در کیف لوازم ارایشمو باز کردم
کرم برنزع ایی زدم بعدش سایه دودی رو خیلی کم زدم خط چشم نازکی کشیدمو
ریمل ب موژه های بلندم زدم چندتا پلک میزدم میتونستم باهاشون پرواز کنم!
رژگونه مسی مو هم زدم در اخر رژ قرمز ماتی زدم
موهامو از بغل گوشام ی اندازه برداشتم بافتم و اوردم وسط گیره مشکی زدم
بقیه شو هم ولو کردم
خم شدم کفشامد بردارم ایلیا اومد از رخت کن
وا لباساشو اونجا پوشید جلل خالق
کت شلوار مشکی شلوارش چسبون بود و همچنیم کتش یا کفشای کالج پاش بود
وای ادرینا بمیرع برات چه ناز شدی عشق من
اومد جلو در حالی که اخمی ریز روی پیشونیش
بود
اومد جلوتر و دست کرد توی جیبش دستمالی دراورد و گرفت سمتم و با خنگی نگاش کردم
و گفت: پاک كن اونو
با لجبازی گفتم نمیخوام
_با پوزخند گفت: که نمیخوای ولی منم اینجوری نمیخوام
چسبوندم ب دیوار لبای پرحرارت سوزانشو گذاشت روی لبام و با ولع میبوسید
غرق لذت شده بودم و همراهیش کردم که در زدن
از هم جدا شدیم نگاش نمیکردم خجالت میکشیدم
دستشو گذاشت زیر چونمو و گفت: خجالت نداره نفسم دوره لبتو پاک کن بریم
رفتم جلوی ایینه دیدم اثری از رز نیس فقط دور لبم قرمزه اونم دست کشید رو لباش

romangram.com | @romangram_com