#عشق_مخفی_پارت_513

+مگه بچه دوساله ایی میترسی واستا میام

_خب خواستم بگم که برام کاهو بخری هوس کردم

+ویاارم که کردی نکنه خبرایه و نگفتی

_گمشووو شوخیت گرفته ها ،

با صداي پوزخند واري گفت:
+باشه میگیرم میام خدافظ بیبی

_بای


بيشعور ميگه بيبي! خنده دندون نمايي كردم و به سمت دسشويي رفتم ...

&****

نیم ساعت شد نیومد

ساعتو نگاه کردم ساعت 9:15 دقیقه بود

romangram.com | @romangram_com