#عشق_مخفی_پارت_49

ايليا:
خوبي

ادرينا:بهترم
صداي ياسي خانوم باعث شد از نگاه كردن بهش دس بردارم

ياسي خانوم: ادرينا مادر چت شد تو ؟مريضي بيماري چيزي نداري؟


حرفش باعث شد منو ايليا و ستاره بخنديم
هنوزم سرمو بغل گرفته بود

ادرينا:ن مامان ياسي ولي مثل اينكه يكي ديگه اينجا مرض داره ب ما هم سرايت كرده هع


ياسي خانوم: وااااااا

انگار فهميدم بود با اونم

چون سرم كامل روي سينش بود و خم شده بودم
مرتيكه آلاغ يهو پاشد رفت و من تعادلو از دس دادم و با صندلي افتادم

romangram.com | @romangram_com