#عشق_مخفی_پارت_487
-پوريا!
من و ادرينا نگاه كرديم و باز زديم زير خنده!
پوريا: چيه اسمم توش زعفرون بود زديد زير خنده!
ادرينا: اخه اسماتونم شبيه ! پرهام و پوريا!
خودشم خنديد!
-باشه ، ولي ابجي از شوهرت خوشم اومد خيلي با جذبه ست منم دوست دارم با جذبه باشم ها ولي نميدونم چرا خندم ميگيره!
ادرينا: همين جذبش منو كشته ديگه!
منم فقط با خنده نگاشون ميكردم! كه با حرف ادرينا از تعجب ابروهام پريد بالا!
گارسون: اي بابا ! باز حس إضافي بودن بهم دست داد ما رفتيم منتظر دوستتون هستم خدافظ
romangram.com | @romangram_com