#عشق_مخفی_پارت_476


ها بود و اصلا ب حال دید نداشت

سری به فسنجونم زدم و کاهو رو از توی یخجال در اوردمو خورد کردم

بعد تزیین زیبا به سلیقم سلفون کشیدمو

سسم درس کردم روی سس با اب ترشی البالو😋به شکل قلب دراوردم

باحال شده بود

رفتم سراغ یخچال کیوی و خیار و سیب رو دراوردمو شستم و توی سبد گذاشتم تا ابش بره

بشقاب و چاقو نمکدون رو دراوردمو
اول بشقاب رو بردم بعد میوه رو بعد تعارف چشمم به ایلیا افتاد که از نوک سر تا انگشتمو دید زد و اخم کرد


چشم غره ای نثارش کردم اه احمق حالی ازت بگیرم که بفهمی ادرینا کیه

تو لحبازی یکی بدتر از خودت گیرت افتاده جلغوز


romangram.com | @romangram_com