#عشق_مخفی_پارت_466
و لبخند بي سابقه اي زدم ! هول كرد و رنگش پريد!
ادرينا:ام...من...راس...تش عه
انگشتمو گزاشتم رو لبش و گفتم :هيييييس
وقت اذيت كردنش بود! و شروع كردم به صحبت: ميبينم شيطون شدي ادرينا خانمم
سركشيدناي قايمكي ، بوسيدناي قايمكي موضوع چيه ؟ بگو خبردار شيم؟
ابروهاش ٢٠٠ متر پريد بالا! و دامه دادم
ايليا: خب اگر بوس ميخواستي ميگفتي (اگر) دلم خواست ميبوسيدمت!
انوقت خجالت نميكشي نصفه شبي مياي تو اتاقم و بوسو...
-عه بسع ديگه ! بعدش دوست داشتم بتوچه؟ اتاق شوهرمه! حقمه! بعدش حلاله بوسيدمت جوري ميگي انگار نامحرميم!
اين دختر ، به قول پرهام اخلاق چيز مرغي منو از ذهنم پاك ميكرد! يه چيزي تو وجود گستاخش بود كه منو به وجد مياور و نا خودگاه به سمت خودش جذب ميكرد!!
romangram.com | @romangram_com