#عشق_مخفی_پارت_434

من و ادرينام سرمون و ناچار به نشونه موافق بودن تكون داديم كه........



ادرینا:

که ستاره وقتی بطری رو چرخوند

سرش به پرهام و تهش به من افتاد

پرهام: جرعت یا حقیقت زن داداش

با اعتماد کامل گفتم جرعت

با گفتن جرعت من پرهام وااااووویی گفت

+خب هر کار بگم میکنی دیگه

_اره چرا ک نه
+خودت خواستیا


romangram.com | @romangram_com