#عشق_مخفی_پارت_38
البته اون که کاری نکرده
من شیطونی کردم
خودمو انداختم بغلش کردم و اشکاشو پاک کردمو با شوخی گفتم:
نبینم مامانی جونم گریه کنه ها !گریه کنی به مش باقر میگم بعد دعوات کنه.
یاسی خانوم: عه دختر باز که شروع کردی بزار جای کار قبلیت خشک شه بعد
امان از دست تو امان !
ادرینا: خب دلم نمیخواست گریه کنی
بعدشم الناز کدوم گوریه ک شما با این زانو درد و کمر درد اوندی بالا؟
یاسی خانوم: اقا میثم اخراج کرده،
اگهی داده واسه خدمتکار
یه پوزخمد زدمو زیر لب گفتم :
حرفای دیشبم تاثیر داشت
وگرنه این النازی که تو مهمونی که دلبری میکرد و بابا مست میشد اینم دلبری میکرد رو بیرون نمیکرد!
یاسی خانوم: دختره ی چش سفید چی میگی ؟!
زشته مادر این حرفا چیه ؟
شاخ دراوردم همه رو شنید
یکی زوم تو سرمو گفتم خاک بر سرت کنن خیر سرت مثلا خواستی زیر لبی حرف بزنی
یاسی خانوم: کم خودتو فحش بده !
ادرینا: حالا همشو شنیدی
یاسی خانوم: بعععععله
romangram.com | @romangram_com