#عشق_مخفی_پارت_368


دستشو گرفتم و گفتم :بلند شو كمكت ميكنم

ادرينا:نميتونم تكون بخورم انوقت تو ميگي اين همه راه و بيام خونه؟

با اخم گفتم:تو خيابونم نميتونم كولت كنم! من كمكت ميكنم تمام سعيمو بكن خب؟

با بغض و صورت جمع شده از درد سرشو تكون داد!!

به سمتش رفتم و دستم و دور كمر باريكش حلقه كردم و كشيدم بالا

كه با درد پاشو زمين گزاشت

يه دستم كه دور كمرش بود دست ديگمو به سمتش گرفتم

دستشو تو ي دستم گزاشت

به دستم فشار مي اورد و قدم بر ميداشت

با هر بار نزديك شدن بهش ارامش بي نظيري ميرسيدم!!
يه ارامش از وجود ادرينا

romangram.com | @romangram_com