#عشق_مخفی_پارت_364
پرهامم ک با ستاره میرقصید رفتم بالای توی اتاقم درو بستم قفل کردم
از این ادمای پایین اطمینانی نبود مست بودن و فکرای شیطانی میزد به فکرشون و این تو مخم بود
رفتم جلو ایینه دستمال مرطوب رو برداشتم صورتم رو ماک کردم که بخاطر ریمل و خط چشم سیاه شد
لباسامو با یه لباس خواب باب اسفنجی
عوض کردمو موهامم باز کردم اصلا
حس اینکه حموم برم رو نداشتم
رفتم دستشویی صورتمو شستم و خشک کردم
اومدم بیرون
خدایا کی تموم میشه صدای این اهنگ تو
مخمه اهه ،
متکا رو روی گوشام گرفتم کع صداش قطع شه
اما نه بحث این حرفا نبود اعصاب مصاب
romangram.com | @romangram_com