#عشق_مخفی_پارت_295

بگم صبح میرم

رفتم توی اتاقش
بدون در زدن وارد شدم

وقتی بالا تنه ی لختشو دیدم هیینی

کشیدمو دستمو گذاشتم رو چشمام

یکی از چشمامو باز کردم دیدم دیوونه جلو در وایستاده و

خجالت کشیدم اومدم برم
که جلومو گرفت ....

***

بعد از اتفاقات توی اتاق سریع اومدم

بیرون
و رفتم توی اتاق
یه حموم کردمو اومدم

romangram.com | @romangram_com