#عشق_مخفی_پارت_283


ستاره: نه اول تو

ادرینا: مسخره مگه bff میگی اول تو، بابای

خندم گرفت ستاره خیلی خوب بود
هنیشه توی غما منو میخندوند
خدایی ستاره نبود الان استخون بودم از غم و غصه
ستاره از کلاس 5 باهامه خیلی دخمل خوبیه
داداشش ی بار اومد خواستگاریم خیلی دوستم داشت ولی من اونو جای برادر دوست داشتم
نه به عنوان همسررر
بعد اون ماجرا واسه مدرک رفت فیلیپین
مدرک گرفت اومد ایران بعد دوباره
رفت انگلیس پیش عمش
اه ادی بدو داری شجر نامه ستاره رو تعریف میکنی!
رفتم جلو ایینه میخواستم دلی از عزا در بیارم
یه پنکک یه درجه تیره تر از صورتم زدم
یه ریل زدم موژه های بلندمو پرپشت تر میکرد
ابروهامو سایه ابرو زدم
یه خط چشم کلفت خوشمل زدم که چشمامو خمار نشون میداد زدم اخرش هم یه رژ قهوه ایی مات زدم ی کمم روژ گونه زدم و
رفتم سمت کمدم

romangram.com | @romangram_com