#عشق_مخفی_پارت_281

هووووفی گفتم و نشستم لب تخت بازم اشکام ریخت
نریزین لعنتیا نریزین

برای یه ادمی که تورو حساب نمیکنه نریزید

اصلا مغزم گنجایش نداشت
اون مگه یه راننده نبود
چطور خودش یه شاسی بلند داشت
چطور اینقدر خوش تیپ بود و باکلاس
بود اخه

نمیدونمممم!!!!

شاید بابا بهش پول میده شاید جای دیگه کار میکنه

ببین با شایان چجوری امتحانت میکنم تا اینجوری با من رفتار نکنی

اه ادرینا الان هم بخاطر اون عوضی باهات اینجور رفتار میکنه

صدای زنگ گوشیم بلند شد
ستاره بود

romangram.com | @romangram_com