#عشق_مخفی_پارت_258
خدایا مرد من منو دید الان چ فکری میکنه خدایا
خداجوونم کجا رفت چرا نیومد بزنه تو دهن شایان عوضی
برگشتم سمت شایان با تمام قدرت و توان
جیغ زدم و گفتم :
گمشووووو برو بیرونن عوضی حالم ازت بهم میخوره برو
شایان:
باشه باشه
غلط کردم ببخشید رفتم دیگه جیغ نزن
بلند شد رفت
انقدر جیغ زدم و گریه کردم ک چشمام نای نداشت
چشمامو بستم و به خواب عمیقی فرو رفتم
با حس اینکه یکی صورتمو ناز میکنه بلند شدم
که ستاره رو دیدم
لبخند زدم بهش و پریدم بغلش دوباره گریه به سراغم اومد
گریه امونم رو بریده بود
ستاره پشتمو ماساژ میداد و میگفت:
گریه نکن خواهری
بهم بگو چی شده عزیز دلم بهم بگو
به رفیق دوران بچگیت بگو خوشگلم
با هق هق و تیکه تیکه گفتم:
romangram.com | @romangram_com