#عشق_مخفی_پارت_239
**********************************
توي اتاقم نشسته بودم و با هدفن به شنود اتاق شايان گوش ميدادم
فعلا كه خبري نبود!!!
يهو صداي جيغ بلند كه شبيه صداي ادرينا ادرينا بود
هدفون روي تخت پرت كردم و به سمت اتاقش پرواز كردم
همزمان اهتمام و شايان هم از تناقشون و اومدن بيرون
سريع رفتيم داخل اتاق فك كنم خواب بد ديده بود
چون با صداي بلند و لباس خواب عروسكيش گريه ميكرد
باباش بغلش كرد و شروع كرد به دلداريش نگاهش به من افتاد
romangram.com | @romangram_com