#عشق_مخفی_پارت_186


اوه اوه اوضاع نابسامانه
سریع بشقاب رو گرفتم و اومدم تو درو بستم و قفلیدم

گوشیمو برداشتم عین خولوچلا همون لحظه یه سلفی گرفتم و واسه بابایی جونم فلستادم
.
حالا نوبتی هم باشه نوبت کیک و ابمیوه است
عین این گشنه های سومالی میخوردم فقط میخوردم

ای کارد بخوره به شکمت
که دیدم در زدن:

وا کیه الان ایلیا اینجا بود که
صدا زدم کیه جواب نیومده پاشدم رفتم
سمت در باز کردم که دیدم یا علی مدد
ایلیا کفنت کنم مار میندازی جلو اتاقم
یا حضرت فاطمه کمک کن
یه جیغ فرا بنفش کشیدم که
.....



romangram.com | @romangram_com