#عشق_مخفی_پارت_163

لباش از لبام جدا شد جرعت نداشتم تو چشماش نگاه کنم اصلا نمیشدا
اروم صورتمو بوسید و رسید به گوشم و بوس کرد و گفت:

نکن ادرینا نکن
من اذیت نکن
بی قرار نکن

این بوسه رو هم فراموش کن خواهش میکنم
نمیتونم نگه دارم خودمو مقابلت اصلا فکرشم نمیکنم ک بتونم درمقابلت سکوت کنم ادرینا
بیا دوست باشیم بیا فقط درحد کلام های دوستانه

نمیدونم چی شد ک لهنش جدی شد و گفت :
دیگع این کار و نمیکنی ادرینا هیچ وقت
وگرنه گرون تموم میشه برات خیلی بد
پس گلیمتو دراز تر نکن بیشتر از این
الان هم این کارتو میزارم جای بی عقلی!

خورد شدم شکستم اون منو کشت
جیغ کشیدم بلند با تمام توانم اسم خدا رو به زبون اوردم
که یهو...


romangram.com | @romangram_com