#عشق_مخفی_پارت_112


يكبار ديگه نقشه رو با خودم مرور كردم

نبايد بچه ها ميومدن داخل كلبه چون اين شكلي ماموريت لو ميرفت از دور مراقب بودن

اسلحه ايي كه روش صدا خفه كن نصب بود و روي كمرم صفت كردم

يا علي ...از ماشين پايين شدم و به سمت كلبه راه افتادم..
روي ديوار كوتاهش رفتم يه سمتي كه بدون ديد بود...

سرمو چرخوندم ٢تا دوربين سمت راست و ٢تا سمت چپم اول بايد تر تيب دور بينارو ميدادم

از روي ديوار پريدم پايين صبر كردم دوربين بچرخه به سمت مخالفم

١...٢...٣

چرخيد!!!
سريع رد شدم به سمت پشت ويلا رسيدم

سگ بزرگ سياهي اون اطراف ميچرخيد..
كوله كوچيكمو از پشت برداشتم .سوسيس و از جيبش بيرون اوردم و دوباره رو پشتم انداختم

romangram.com | @romangram_com