#الهه_شرقی_پارت_98

- هرزه ي كثيف!

وقتي هر چهار نفر وارد رستوران شدند، كيميا سعي كرد حتي الامكان نگاهش را از نگاه رابين بدزدد، اما او بي تفاوت مشغول همان لودگيهاي هميشگي بود و با خنده و مسخره بازي رفتار تكتك استادان دانشكده را تقليد مي كرد. بعد ناگهان رو به كيميا كرد و به زبان فرانسه گفت:

- هي شرقي بد اخلاق! امانت دكتر ميشلان رو فراموش نكن. حتماً فردا بهش بده.

كيميا لبخند پر تمسخري زد و پاسخ داد:

- ولي شما فراموش كرديد زيرش رو امضاء كنيد.

رابين خنده ي بلندي سر داد و پاسخ داد:

- اصلاً اشكالي نداره. مي توني بهش بگي از طرف منه، البته چندان نيازي نيست، چون او كارهاي منو خوب مي شناسه.


romangram.com | @romangram_com