#الهه_شرقی_پارت_89

- ولي من مطمئنم كه رابين مي دونسته تو كاغذ رو باز نكرده به دكتر نمي دي.

كيميا كه نمي خواست خود را از تك و تا بيندازد، با وجود آن كه مي دانست حق با الين است، دوباره گفت:

- ولي قبول كن كه كار اشتباهي كرده.

الين دلجويانه دست كيميا را در دست خود فشرد و گفت:

- مطمئن باش كه اين فقط يه شوخي بوده و تو نبايد ناراحت بشي... راستي كيميا، ديويد منو براي شام به يك مك دونالد دعوت كرده. تو دوست داري با ما باشي؟

كيميا لبخندي زد و پاسخ داد:

- نه متشكر. ترجيح مي دم مزاحمتون نشم.


romangram.com | @romangram_com