#الهه_شرقی_پارت_72

كيميا كه از رفتار دختر خنده اش گرفته بود، با سر حرف او را تأييد كرد و بعد پرسيد:

- تو هم دانشجوي همين خوابگاه هستي؟

- بله طبقه دوم اتاق 28، نه نه 29.

كيميا باز خنديد و گفت:

- ظاهراً ما خيلي به هم نزديكيم، من هم طبقه ي دوم اتاق 25 هستم.

- از اين بهتر نمي شه. حالا كه اينطور شد، بايد كمكت كنم و خريدهاتو تا اتاقت ببريم.

كيميا چيزي نگفت و اجازه داد تا دخترك او را تا اتاقش همراهي كند.


romangram.com | @romangram_com