#الهه_شرقی_پارت_643
- مممادر جون تو رو خدا انقدر لوسش نكن. ميخوايم چهار تا كلمه حرف حساب بزنيم، اجازه مي ديد يا نه؟
- حرف حساب آره ولي داد و فرياد الكي نه.
- چشم مادر جون، چشم.
- پس اول چايتون رو بخوريد حالتون جا بياد، بعد بشينيد و مثل بچه هاي خوب با هم حرف بزنيد.
كيميا با عصبانيت فنجانش را برداشت و لاجرعه ير كشيد و محكم روي ميز كوبيد. اردلان و كاوه زير چشم به هم نگاهي كردند و اردلان با اشاره گفت:
- بذار واسه فردا، خيلي عصبانيه.
و كاوه نيز با همان زبان پاسخ داد:
romangram.com | @romangram_com