#الهه_شرقی_پارت_494

- و چي بگم؟

- بگو كه امشب حق نداره منو از اتاقش بيرون كنه.

كيميا كه كاملاً در مقابل عمل انجام شده قرار گرفته بود با ترديد گوشي را از دست اريكا گرفت. لحظاتي به آن خيره ماند و بعد پرسيد:

- چرا مت بايد اين چيزا رو به رابين بگم؟

اريكا پوزخندي زد و پاسخ داد:

- واسه اين كه من و بقيه حرفاي تو رو باور كنيم.

كيميا گوشي را بالا گرفت. چند لحظه اي مكث كرد و بعد گفت:


romangram.com | @romangram_com