#الهه_شرقی_پارت_471
- آره بابا. خبرهاي من هميشه موثقند.
- خودت رو تحويل نگير ببينم... من ساده رو باش كه فكر مي كردم كاوه به خاطر من اومده ايران...
- عجب جلبيه اين پسره.
كيميا لحظه اي سكوت كرد و بعد گفت:
- بيچاره كاوه چه جوري مي خواد با سالومه كنار بياد.
- مخصوصاً حالا كه داره مامان هم مي شه.
- اين زن و شوهر به گمونم معلم خصوصي چرچيل بودن.
romangram.com | @romangram_com