#الهه_شرقی_پارت_386
كاوه ادامه داد:
- خب حق هم داري. در وضعيتي كه تو داري، اين سفر طولاني خيلي خسته كننده است.
كيميا نگاهي به كاوه و سالومه و بعد پدر كرد و پرسيد:
- چه خبره؟
پدر خنده اي كرد و پاسخ داد:
- مژدگوني بده تا بگم.
- من آدم بي طاقتي هستم. شما بگيد مژدگاني محفوظ.
romangram.com | @romangram_com