#الهه_شرقی_پارت_331
- اين مال توئه كيميا. به خاطر سال نو.
كيميا چند لحظه اي مكث كرد، بعد با ترديد دستش را جلو برد و جعبه كادوي كوچك و زيبا را از دست رابين گرفت و گفت:
- متشكرم.
رابين چند لحظه اي به او خيره ماند و بعد گفت:
- اگه ناراحت نمي شي...
ولي بعد سكوت كرد.
كيميا با تعجب به او نگاه كرد و گفت:
romangram.com | @romangram_com