#الهه_شرقی_پارت_330
كيميا سر تكان داد و پاسخ داد:
- مثلاً؟
رابين با ترديد پاسخ داد:
- رسم... كادوي شب عيد. كادوي كريسمس.
كيميا سري تكان داد و گفت:
- اوهوم، اوهوم مي دونم چي ميگي... حالا كه چي؟
رابين داشبورد ماشينش را باز كرد و بسته زيبايي از داخل آن درآورد و گفت:
romangram.com | @romangram_com