#الهه_شرقی_پارت_314

- پس رفتيم ايفل.

و به سرعت ماشين افزود. هنوز چند لحظه اي نگذشته بود كه رابين به طرف دخترها برگشت و گفت:

- ببينم شماها شام خورديد؟

الين به علامت نه، سر تكان داد و بعد رو به كيميا كرد و پرسيد:

- تو چه طور كيميا؟

كيميا به جاي آن كه پاسخ سؤال الين را بدهد گفت:

- من اشتها ندارم.


romangram.com | @romangram_com